السيد محمد حسين الطهراني

95

امام شناسى (فارسى)

شيئا من اوامره « 1 » . « جماعتى بر حضرت رضا عليه السّلام وارد شدند و گفتند : ما شيعيان على هستيم ، حضرت چند روز آنها را نپذيرفتند و اجازهء ورود ندادند ، و سپس داخل شدند . حضرت فرمود : واى بر شما ، شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام حسن و حسين و سلمان و ابو ذر و مقداد و عمّار و محمّد بن ابى بكر هستند كه ابدا مخالفت اوامر آن حضرت را ننموده‌اند » . و اين روايت را به طور مشروح در « تفسير امام » « 2 » آورده است . و مرحوم مجلسى در باب صفات الشّيعه مرقوم داشته كه حضرت ابى محمد الحسن العسكرى عليه السّلام فرمايد : « در وقتى كه مأمون ولايت عهدى را به حضرت رضا سپرد دربان بر آن حضرت داخل شده و عرض كرد كه : جماعتى در خانه ايستاده و از شما اذن دخول مىطلبد و مىگويند : ما شيعهء على هستيم . حضرت فرمودند : من مشغولم آنها را از دخول منصرف نما ، آنها را منصرف كرد . فرداى آن روز آمدند و عين كلمات ديروز را بيان كردند ، باز آنها را منصرف نموده اجازهء دخول نداد ، و همين طور مىآمدند و حضرت اجازهء ورود نمىفرمود تا آنكه دو ماه طول كشيد و سپس از ملاقات با حضرت مأيوس شدند و به دربان گفتند : به مولاى خود بگو : ما شيعيان پدر تو علىّ بن ابي طالب هستيم و دشمنان ، ما را در اين مدّت دراز كه ما را راه ندادى شماتت كردند ، و ما آماده‌ايم كه برگرديم لكن ديگر در شهر خود نمىتوانيم زندگى كنيم از شدّت خجلت و شرمندگى و شكستگىاى كه به ما وارد شده است ، چون تحمّل و صبر بر شماتت دشمنان و زخم زبان آنها را نداريم . حضرت به حاجب فرمود : اجازه بده وارد شوند ، آنها داخل شده و سلام كردند ، حضرت پاسخ نفرمود و اذن نشستن نداد ، و به حال وقوف متوقّف بودند . عرض كردند : اى فرزند رسول خدا اين جفاى بزرگ و

--> ( 1 ) « بحار الانوار » ج 6 ص 75 به نقل از « احتجاج » . ( 2 ) در نسبت اين تفسير به حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام كلام بسيار است ، و چون متضمّن بعضى از مطالبى است كه از هر عالمى فضلا از امام صادر نمىشود نمىتوان آن را به امام نسبت داد . مرحوم بلاغى ( ره ) در مقدمهء تفسير خود « آلاء الرّحمن » شواهدى بر عليه صحّت اين تفسير و استنادش به امام اقامه مىفرمايد .